تبليغاتX
به نام تک خالق عشق و هستی

به نام تک خالق عشق و هستی

به نام تک خالق عشق و هستی

پیام بازگشت

سلام به همه ی بچه های خوب ایران زمین.

من بعد از ماهها دوری از وبلاگ به خاطر کنکور می خوام دوباره شروع کنم به درج مطلب.

و امشب هم طلسمشو شکستم.امید وارم که یاریم کنید.

 

 

ممنون

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم تیر 1388ساعت 1:40  توسط محمد  | 

سکوت

سکوت دردناک است اما در سکوت است که همه چيز شکل ميگيرد و در زندگي ما لحظه هايي هست که با سکوت پر می شود................................ اما کاش سکو ت اخرهمه چیز نبود .می دانی که من دلواپس فردای خود هستم مبادا گم کنم راه قشنگ ارزوها را.................

مبادا گم کنم اهداف زیبا راه.....مباداجا بمانم ازقطارموهبتهایت....دلم بین امید

نا امیدیمیزند پرسه...میشود خسته بماند یا نماند............مرا تنها نذار خدایا؟

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت 18:18  توسط محمد  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت 18:17  توسط محمد  | 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 10:8  توسط محمد  | 

                                      سوسول2008_محمد
+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 9:59  توسط محمد  | 

به کعبه گفتم:تو از خاکی من از خاکم.چرا باید به دور تو بگردم؟؟!!ندا آمد

 

 تو با پا آمدی باید بگردی.برو با دل بیا تا من بگردم

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 10:43  توسط محمد  | 

كودكي كه آماده تولد بود ، نزد خدا رفت و از او پرسيد :
مي گويند كه شما مرا به زمين مي فرستيد ؛ اما من به اين كوچكي و بدون هيچ كمكي چگونه مي توانم براي زندگي به آنجا بروم ؟!
خداوند پاسخ داد :
از ميان تعداد بسياري از فرشتگان ، من يكي را براي تو در نظر گرفته ام او در انتظار توست و از تو نگهداري خواهد كرد
اما كودك هنوز مطمئن نبود كه مي خواهد برود يا نه !!
اما اينجا در بهشت ، من هيچ كاري جز خنديدن و آواز خواندن ندارم و اينها براي شادي من كافي هستند
خداوند لبخند زد :
فرشته تو برايت آواز خواهد خواند ، و هر روز به تو لبخند خواهد زد . تو عشق او را احساس خواهي كرد و شاد خواهي بود
كودك ادامه داد :
من چطور مي توانم بفهمم مردم چه مي گويند
وقتي زبان آنها را نمي دانم ؟
خداوند او را نوازش كرد و گفت :
فرشته تو ، زيباترين و شيرين ترين واژه هايي را كه ممكن است بشنوي در گوش تو زمزمه خواهد كرد و با دقت و صبوري به تو ياد خواهد داد كه چگونه صحبت كني
كودك با ناراحتي گفت :
وقتي مي خواهم با شما صحبت كنم ، چه كنم ؟
اما خدا براي اين سوال او هم پاسخ داشت :
فرشته ات دستهايت را در كنار هم قرار خواهد داد و به تو ياد مي دهد كه چگونه دعا كني
كودك سرش را برگرداند و پرسيد :
شنيده ام كه در زمين انسانهاي بدي هم زندگي مي كنند . چه كسي از من محافظت خواهد كرد
فرشته ات از تو محافظت خواهد كرد ، حتي اگر به قيمت جانش تمام شود
كودك با نگراني ادامه داد :
اما من هميشه به اين دليل كه ديگر نمي توانم شما را ببينم ، ناراحت خواهم بود
خداوند لبخند زد و گفت :
« فرشته ات هميشه درباره من با تو صحبت خواهد كرد و به تو راه بازگشت نزد كن را خواهد آموخت ؛ گرچه من هميشه در كنار تو خواهم بود »
در آن هنگام بهشت آرام بود اما صدايي از زمين شنيده مي شد . كودك مي دانست كه بايد به زودي سفرش را آغاز كند .
او به آرامي يك سوال ديگر از خداوند پرسيد :
خدايا ! اگر من بايد همين حالا بروم
لطفا نام فرشته ام را به من بگوييد
خداوند شانه او را نوازش كرد و پاسخ داد :
نام فرشته ات اهميتي ندارد
به راحتي مي تواني او را "مادر" صدا كني ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 12:18  توسط محمد  | 

 

خداوندا!اگر روزی بشر گردی ز حالم با خبر گردی.پشیمان می شوی از قصه ی خلقت از

 

 این بودن از این بدعت.

 

خداوندا!نمی دانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است.چه زجری می گشد آن

 

کس که انسان است و از احساس سرشار است(دکتر علی شریعتی)

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 9:52  توسط محمد  | 

روز مادر مبارک

روز مادر را  به همه ی مادر های خوب دنیا تبریک میگم.
+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 10:59  توسط محمد  | 

There is a time to be in love and there is a time to move beyond it.

 

There is a time to be related and enjoy the relationship, and there

 

Is a time to be alone and to enjoy the beauty of being alone.

 

And everything is beautiful.

 

 

 

 

زماني فرا مي رسد كه به عشق رسيده اي و زماني فرا مي رسد كه به 

 

وراي عشق مي رسي. 

 

زماني فرا مي رسد كه پيوند مي يابي و از اين پيوند لذت مي بري 

 

و زماني خواهد رسيد كه تنهايي و از زيبايي تنها بودن لذت مي بري . 

         

آري هر چيز و هر زماني زيباست.
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 11:3  توسط محمد  | 

هوای وصال

در پيچ و تــــــــاب گيسوى دلبر، ترانه است  دل بـــــــــــرده فدايى هر شاخ شانــــــه است 

جان در هــــــــواى ديدن رخسار ماه توست  در مسجد و كنيســــه نشستن بهانــــــه است 

در صيــــــــد عــــــارفان و ز هستى رميدگان  زلفت چـو دام و، خــــال لبت همچو دانــه است 

انـــــدر وصــــــــال روى تو اى شمس تابناك  اشكــــــــم چــــو سيل جــانب دريـــا روانه است 

در كــوى دوست، فصل جوانى به سر رسيد  بايد چــــــه كرد؟ اين همه جــور زمـــانــــه است 

امــــــواج حُسن دوست، چو درياى بى‏كران  اين مستِ تشنه كــــامْ غمش در كــــرانه است 

               ميخـــــــــــانه در هواى وصالش طرب كنان  مطرب به رقص و شـــادى و چنگ و چَغانه است
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 9:28  توسط محمد  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387ساعت 13:15  توسط محمد  | 

عشق بچگی

<br/><a href="http://i26.tinypic.com/rm4n7a.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>
+ نوشته شده در  شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 13:30  توسط محمد  | 

عشق+ آگاهی

عشق+آگاهی+ازدواج = خوشبختی

 

عشق+ ازدواج= تنفر (بدلیل روبرو شدن با چهره واقعی)

آگاهی + ازدواج = ازدواج مجدد (برای یافتن عشق )

عشق+آگاهی ازدواج= یک عمر حسرت!

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 12:54  توسط محمد  | 

معنی عشق

عشق یعنی گرفتن دست یار و  بردن او با خود.چه درست چه نادرست

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 12:53  توسط محمد  | 

آرزوی خوب

عاشق کسی بودن چیزی نیست جز آرزوهای خوب کردن برای او...

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 12:45  توسط محمد  | 

منم که شهره ی شهرم به عشق ورزیدن                                                        

                                                         منم که دیده نیالوده ام به بد دیدن

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 12:38  توسط محمد  | 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 0:53  توسط محمد  | 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 0:46  توسط محمد  | 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 0:38  توسط محمد  |